PE-259-0155 - Healing Hands

در تاریکی به تو رسیدم.

در تاریکی از تو جدا شدم.

نه! ساده نشو!

بین دو تاریکی

هیچ نوری نبود...
....

چه آدمهایی که بر صفحه مکرر روزهام

نقطه گذاشتند

نقطه هایی که هرگز پاک نشدند

اما به سبب حضورشان

هیچ اتفاق مهمی نیفتاد.!!!
.....
* دیشب داشتم فکر میکردم:چرا اونها اینطوری اند؟
اونزمانی که باید نگاهت کنن
اونزمانی که باید به تو گوش بدن...
اونزمان که باید کلمه ای بگن،...وقتی رفتی
حاضرند تموم این کارها رو به اضافه ی کارهای بسیار دیگه ای انجام بدن...
لعنت به همشون!!!!