*ای شانس بزرگ!
می شه زودتر منو پیدا کنی؟
*به خودم:
میتونی به نامه ها فکر کنی...
به"شب به خیر عزیزم" ها...
به برف...
به نم نم بارون...
به اونایی که هنوزم سراغتو میگیرن...هنوز دستاشون گرمه...
به خیابون پر درخت قشنگی که مسیر هر روزته...و تو بی تفاوت تر از روز قبل ازش عبور می کنی...
به چشماش...که صبور و مهربون بهت زل میزنه...و تو هنوزم سرد بهش خیره میشی!!
به اون پارک با صفا که وقتی رو نیمکتش نشستی با شکوفه هاش گلبارونت کرد....و تو بعد مدتها یه نفس عمیق کشیدی..
به چایی
که وقتی تنها نیستی طعم خوبی داره...
به باغچه پرگل حیاط که هر روز مستت میکنه ...
به ....
اما نمی دونم چرا هنوز با اینکه همه اینارو میبینی...
موقع خواب روتو میکنی به دیوار و
میگی :دیگه هیچی نمی خوام!!! |