.....


PE-128-0524 - Mother and son embracing
*
امشب فقط اومدم که بگم:

دلم میخواد بدونه وقتی که ناراحته چقدر دلم می لرزه،
دلم میخواد بدونه که تحمل دیدن یه لحظه غمگین بودنش رو ندارم،
دلم میخواد بدونه که چقدر خنده بهش میاد،
دلم میخواد بدونه که من همیشه در کنارشم،
دلم میخواد بدونه که فقط اون عزیز دل منه!،
دلم میخواد همه اینها رو از تو چشمام بخونه،

دلم میخواد هرکیو که میخواد اونو ازم دور کنه بکشم.
دلم میخواد من باشم و اون باشه و یه دنیا،
دلم میخواد باشه، فقط باشه...

 

*واقعا گاهی وقتا خودم تو کار خودم میمونم...یه وقتایی انقده آرومم که همه شاکی میشن...یه وقتایی عین یه پلنگ زخمی هر کی دم دستمه محترمانه پاره پوره می کنم...

اما در مورد یه موضوع کاملا مطمئنم!...من تا احساس نکنم داره یه کلاه گشاد سرم میره...انقده خانوم و باوقارم که نگو ونپرس!!

 

*خب!وقت واسه من این روزا یه جورایی داره قر میاد!!..یعنی یه جورایی 24 ساعت واسم کمه!!...یه جورایی زندگی کردن نرمال یادم رفته....راستش خودمم نمیدونم چه طوری این همه کارو جمع و جور کنم...تواین اوضاع احوال یه دل گنده از من میپرسه 4 شنبه سوری چی کاره م؟؟؟؟

 

*گاهی وقتا تو زندگی فکر می کنی بعضی آدمای که به نوعی باهاشون در تماس بودی یه تیکه جواهرن...اما توی یه موقعیت خاص می فهمی اندازه یه گاوم ارزش ندارن!!...چون گاو حداقل گوشت و شیرش بهت میرسه...تازه آزار روحی روانیتم نمیده...این موضوعو درباره یه نفر جمعه شب فهمیدم!!!...حیف اون همه احترام که حرومش شد!!!

 

*قربون همه پیچهای تو گذر دنیا...

همیشه فکر می کنم پشت هر پیچی تو وایسادی!...

 

*خصوصی:

 

میدونی؟توی این سکوت حقیقت ما نهفته ست
حقیقت تو و حقیقت من
!!

عید که اومد
فکری برای آسمون تو خواهم کرد
یادم باشه روزهای آخر اسفند دستمال خیسی روی ستاره هات بکشم
و گلدونی
کنار ماهت بگذارم
زندگی
همیشه که این جور پیچ و تاب نداره!!
بد نیست گاهی هم به موهات دست بکشی
وایسی کنار پنجره
وبا درخت باغچه حرف بزنی
پنهون نمی کنم که پیش از این سطرها
دوستت دارم رو
می خواستم بنویسم
حالا یه کم صبر کن
بهار که اومد
فکری برای آسمون تو و
سطرهای پنهانی خودم می کنم! …

قول میدم!