این روزها...
امروز داشتم فکر میکردم که چی باعث میشه ظرف یه هفته
1000 نفر میان و اینجارو میخونن؟؟؟
خب زیاد تند نرو...چند تا جوابم حاضر آماده دارم...مثلا
یه عده میان اینجا که از قدیمم میومدن...حالا با من یا خیلی دوستن...یا یکم دوستن...
یا یه آشنای معمولین..یا غریبه ن....یا حتی دشمنن !!
یه عده میان چون دزدن...خنده داره وقتی به طور اتفاقی وبلاگایی رو میبینم که
حرفای کپ زده خودمو با یه رنگ و فونت دیگه توشون میبینم...و بالاخره
یه عده اتفاقی میان...یا میمونن...یا میرن و دیگه نمیان...
...
اما راستش!هر چی فکر میکنم بازم نمیشه 1000 تا!!!
این روزا همه جا عجیب آرومه...همه چی عجیب آروم پیش میره...
و این ناجور منو میترسونه...!!!
تازگیا هر شب موقع خوابیدن نقشه مو مرور میکنم...
مرور این نقشه حدود 2 ساعت طول میکشه...
بعدش از خستگی بیهوش میشم...
2 ساعت بعدش خیس عرق از خواب می پرم...
بازم 2 ساعت دیگه نقشه مو مرور میکنم...
دوباره خوابم میبره...
...
ساعتم زنگ میزنه...
باخستگی خاموشش میکنم...
و خوشحال
که صبح شد!!!
میگه چرا انقده شاکی هستی؟؟؟
میگم: فکر نکنی از اینکه چند تا دریچه تو زندگی به سمتم بسته شد خشمگینما!
من از همون موقع که فهمیدم از این دنیا چی میخوام زندگی رو ترک کردم...
خوندن کتاب و فیلم دیدنو ترک کردم...تنها رابطه م با دنیا فقط نوشتن بود که اونم کمش کردم...
ببخشید اگه این اواخر نمیتونم غمگین باشم...اونم در جایی که از تنفر پرم...
این تنفر روح منو انقده سوراخ سوراخ کرده که از خودشم خالی شده!!
دیگه حوصله ندارم واسه اینکه کشش بدم...
دیگه تمومش میکنم...دیگه باید تمومش بکنم.
...و خلاص.
زندگیم عجیب به زندگی این 6 نفر گره خورده...
هر روز باید ببینمشون...
باهاشون نفس میکشم...
باهاشون فکر میکنم...
با خنده شون میخندم...
از غصه شون یه چیزی تو دلم هری میریزه پایین...
و مدام با خودم فکر میکنم...
بعد از رفتن من...
بعد از نبودن اونا...
چی پیش میاد!!!
پ.ن. دلم میخواد باهات قهر کنم...دلم میخواد دیگه تا آخر عمرم دوست نداشته باشم...
اما...مگه میشه بدون هوا نفس کشید؟؟!!
پ.ن. ساقی مهربون...ایمیلتو گرفتم...اگه بخوام به اندازه حرفایی که تو زدی واست بنویسم
نه ذهنم یاری میکنه نه زمان...مرسی که به یادم بودی...و شاد باشی...تا مفصل همه چیو واست بگم.
غریب مانده ام اینجا ،
و تازه فهمیده ام که دلخوشی هایم چه قدر بی رنگند.
و مرگ هم اینجاست
- میانِ لحظه هایی که گمان نمی کردم-
کتاب هایم کو؟؟؟
چرا نمی میرم؟؟؟
تابستان هم اینجاست
و من که بیزارم از آنچه در آن است.
از ابر، از گل ها ، از این میوه های رنگارنگ...
و از تمام آنچه که تو ، ندیده عاشقش هستی...!
نوشته هایم را دوباره می خواندم
ولی نخندیدم.
و بچه که بودم -همین حوالی ها-
نوشته بودم از تمام اعتقادم به زمان و جادویش.
نوشته بودم از آسمانی که در اتاق ِ منِِِِِِِِ ِخوشدل به چای مهمان بود
نوشته بودم که چه قدر خوشحالم
که شاملو مرده است
چه قدر خوشحالم ،
که کسی – به جز شعرش- فروغ را نشناخت.
نوشته بودم و هنوز می خوانم
ولی نمی خندم.
عجیب هم اینجاست
که تازه فهمیدم،
زمان رفیقِِِِِِِِِ خوبی نیست...
و من چقدر دلتنگ تو هستم نازنینم...
و چقدر از کینه و خشم لبریز!!!
وقتی خوب فکر میکنم میبینم به خیلی از چیزایی که داشته م واقعا نیازی نداشتم...
و این موضوع کاملا ارتباط پیدا میکنه به اینکه
خیلی از چیزاییو که واقعا بهشون احتیاج داشتمو...نداشتم!!!
خنده داره...
بدون اینکه خودم بدونم کی و چه جوری...
یه آدم معروف شده م توی این دنیای کوچیک...
هر روز کادو میگیرم...
هر روز کارت پستالای عاشقونه بی نام دریافت میکنم....
هر روز صدها نفر بهم لبخند میزنن...و در گوشی راجع من با هم حرف میزنن...
هر روز وارد هر کلاس که میشم فقط complement میشنوم...!!!
هر روز از اینکه بیخودی لبخند میزنم دهنم درد میگیره...
هر روز ساعت 8 شب دوست عزیز زنگ میزنه که چطوری؟؟...
هر روز عادت کرده م برم حداقل یه قهوه توی اون کافه کوچیک بخورم....
هر روز توی آینه به خودم نیگا میکنم و به یاد حرف ژاله میخندم که هر وقت جلوی آینه
میرفتم و دست میکشیدم به صورتم میگفت: تو کی پیر میشی؟؟؟اصلا پیر میشی؟؟
هر روز یه مسیر...یه مکان...دیدن دانشجوهای متفاوت...
هر روز سعی کردن زیاد واسه اینکه حرفی نزنم که این بدبختا بدونن که دنیا چه کلاه گشادی سرشون گذاشته...
...
...
اصلا کسی میدونه واسه چی داره توی این شلوغی وول میخوره؟؟؟
از من سراغ منو بگیر
من فقط درباره خودم میدونم
دنیای کویچکم داره کوچیک و کوچیکتر میشه...
اما صفحه های کتاب منو ورق نزن
کتاب من آخر نداره...
از من فقط سراغ منو بگیر...
یک بار خواب دیدن تو به تمام عمر می ارزد
پس نگو: رویای دور از دسترس خوش نیست ،
قبول ندارم.
گرچه به ظاهر جسم خسته ست،
ولی دل دریایی ست.
تاب و توانش بیش از اینهاست...
دوستت دارم
و تاوانش هر چه باشد
باشد...
باکی ندارم از هر چه و هر کس
که تورا دارم عزیز دل!!
