دیروز غروبی که داشتم میومدم خونه...دلم یهو قهوه خواست...خجالت کشیدم که تنهایی برم توی اون کافه...زندگیم عینهو کتابا شده!!
یه زن تنها که چهره ش غمگینه...تنها پشت یه میز نشسته و به اون دوردورا خیره شده...یه مرد هم هست که چند تا میز اونورتر نشسته و حرکات زنو زیر نظر داره...مثلا راوی قصه ست...
و یه گارسن که نزدیکی زیادی به اون زن مرموز و تنها پیدا کرده بس که هر روز عین دیوونه ها اومده و یه قهوه سفارش داده...بعدم یه ساعتی اونجا خیره به خلا نشسته و آخرم بی هیچ صدایی رفته...روزایی که زن یه لبخند کمرنگ رو لباشه...گارسنم احساس شادی میکنه و چند بار میاد از اون زن میپرسه چیز دیگه ای لازم نداره؟؟
...
بیخیالش شدم اومدم خونه...
"چیزهایی که نمیتونی تغییر بدی ، باید بپذیری"
من این حرفو واسه خیلیا دیکته میکنم...
اما خودم تو کتم نمیره!!
ازم پرسید: دنبال یه assistantهستم...شما هیشکیو سراغ ندارین؟
گفتم:گمون نمیکنم کسیو بشناسم...اما اجازه بدین یه پرس و جویی بکنم..
گفت:ممنون میشیم...اما لطفا کسی رو پیدا کنین که عین خودتون باشه!!!!
گفتم:مگه من چطوریم؟؟
با خجالت خندید و گفت:نمی دونم...یه جور خاص!
...
پ.ن. گاو من همیشه در حال زاییدنه!...موقعیت جغرافیایی هم حالیش نیست لامذهب!
کدوم پیچیده تره؟ سعدی یا حافظ؟ براتیگان یا لامارتین؟ ادیسون یا گیتس؟ فکر می کنم تلقی جهان جدید بی نهایت احمقانه ست تا بی نهایت ساده...
مخاطب جدید یعنی مخاطب جهان جدید به ذات مخاطب بودنش محقه... حق داره اگه می خواد بریتنی رو لخت تر و لخت تر ببینه... دست کوهن گیتار بده.. یا بیل گیتس رو
بیاره توی تبلیغات....
فکر می کنم انسان جدید بعد از رنسانس آمریکا فهمیده که تفکرات عمیق تا چه حد زجر آور و خطرناکند و دنبال این می گرده که از شر هستی به طور آبرومندی خلاص شه...اما
Never mind
پ.ن.کسی فهمید من چی گفتم؟؟؟
وقتی هر فکرمو بلند بلند میگم...انگار شروع به واقعیت پیدا کردن میکنه....خودمم تا الان باورم نشده بود...که چقدر غصه خوردم...هنوزم میخورم...چقدر بازی خوردم...اینکه چقدر ...چقدر...خسته شده م!
...
...
گنجشک به خدا گفت : لانه کوچکی داشتم آرامگاه خستگیم،سرپناه بی کسیم بود،طوفان تو آنرا از من گرفت.کجای دنیای تو را گرفته بودم؟؟؟خدا گفت : ماری در راه لانه ات بود،تو خواب بودی باد را گفتم لانه ات را واژگون کند آنگاه تو از کمین مار پر گشودی!!!!
چه بسیار بلاها که از تو به واسطه محبتم دور کردم و تو ندانسته به دشمنیم برخاستی!!!
