میدونی چیه؟
داشتم فکر میکردم دنیا و آدمهاش بهانه نوشتن اند.... کلمه ها دلیل و جود داشتن آدمها...!!!
خنده داره...اما واقعیت داره اساس!!!
فکر می کنم اینکه مردم آدم رو نمی فهمن یه گوشه از مساله ست....
گوشه بزرگ مساله اونه که آدمها این واقعیت رو که هیشکیو نمی شه فهمید، درک نکنند....
و تازه این هم یه گوشه مساله ست....
قسمت اصلیش اینه که به آدم گیر بدن شبیه همونچیزی بشه که فکر کرده ان ...یا فهمیده ان!!!
و تازه اینم فقط یه گوشه از مساله ست ....
مساله اصلی اینه که آدم درست شبیه اون چیزی بشه که مردم فکر کرده ان
و تازه این هم فقط یک گوشه از مساله ست...!!!
اما بازم عین همیشه never mind!!!
مهم اینه که
حالم خوبه...
نگران من نباش!
اما
حالت خوبه؟
نگرانت هستم!!
حقایق دنیا ارزش نوشتن ندارن....
درباره چیزهای دیگه می خوام بنویسم....
درباره اینکه می شه تنها بود
و اینکه سعی نکن
نمی شه با ما بود
و اینکه کاش هیچکدوممون بچه نداشتیم
حقایق دنیا ساده اند
چیزهای ساده تلخ میشن...
توی هوا می مونن...
درباره حقیقت حرف نمیزنم
حقیقت بمونه
حقایق دنیا ارزش نوشتن نداره!!
داشتم فکر میکردم همیشه
کلمه می آد...
و بعد اصلش اتفاق می افته
و همیشه
کلمه اش
از اصل چیزی که بوده
زیباتر بوده!!!
خوش به حال سیب زمینیها!!!
اینکه من اینجا مدام حرف میزنم...حرفهاییه که وقتی به زندگی فکر میکنم،اینجا به خودم میگم....
آخه سوگل که داره دکترای روانپزشکی میگیره...بهم توصیه کرده درباره حقیقت زیاد با مردم حرف نزنم!!!
....
داشتم فکر میکردم همه آدمای دنیا حق دارن که با هم دعوا داشته باشن....آخه خدا بزرگتر از اونیه که بشه خرشو گرفت!!!
آدم وقتی نتونه مربی رو بزنه....با لگد میزنه به بازیکن تیم مقابل!!!!
به همین سادگی!
....
....
دارم تمرین میکنم...تمرین واسه جواب به سوالای آبتین...همون سوالهایی که مامان بزرگه گفته بود حتما یه روزی ازم میپرسه...
اما مامان بزرگه گفته بود که این سوالها رو تو سن 10-12 سالگی ازم میپرسه....
من کاملا آچمز شده م...و این کاملا بی انصافیه....که من باید جای چند تا آدم عوضی دیگه هم جواب واسه اون داشته باشم!!
اونم حالا!!!
خیلی زود بود واسه سوالهاش....خیلی زود!!!
در نگاه کسی که پرواز را نمی فهمد...هر چه بیشتر اوج بگیری،کوچکتر میشوی!!!
داشتم روانشناسی آدما رو ازروی امضاشون میخوندم...طبق شواهد موجود از اونجایی که من تو امضام از خطوط خیلی پیچیده ...عمودی و بر خلاف جهت عقربه های ساعت استفاده می کنم ...آدم شکاک و لجبازی هستم که هیچ منطقی روغیر از خودم نمی پذیرم!!!!
...
ای ول.
میدونی چیه؟...اهلی کردن یه آدم دیگه بزرگترین حماقتیه که یه نفر ممکنه ازش سربزنه!!!
اینم شاگردی کردم تا یاد گرفتم.
وقتی دید از عصبانیت دارم منفجر میشم...گفت نکنه دوسش داری؟؟؟ آخه دیل کالینز میگه از دست آدمی عصبانی میشی که بهش احساس داری.
گفتم:اشتباه نکن...دیل کالینز میگه احساس نه دوست داشتن...
من یه احساس بزرگ به این آدم دارم...اما اسمش تنفره نه عشق!!!
هیچ وقت این دو تا رو با هم قاطی نکن.
از کسی که دوستش داری ساده دست نکش.... شاید دیگه هیشکی مثل اونو دوست نداشته باشی...
از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن...چون شاید هیچ وقت ،هیشکی تو رو مثل اون دوست نداشته باشه.
یه روز می بوسمت !... فوقش خدا منومیبره جهنم !...
فوقش میشم ابلیس !... اونوقت تو هم به خاطر این که یه « ابلیس » بوسیدتت... جهنمی می شی !
جهنم که اومدی ...من اونجا پیدات می کنم !
وای خدا ! چه صفایی پیدا می کنه!!!
میدونی؟ من آدم خیلی خوشبختی هستم چون اونو دارم....
و آدم خیلی بدبختی هستم چون فقط اونو دارم!!!
...
...
لحظات زیادی تو زندگی آدم پیش میاد که فکر میکنه تنها نیست...
لحظات زیادی تو زندگی آدم پیش میاد که اشتباه فکر میکنه!!!
به نظرت احمقانه نیست که فکر کنی احساسات من نسبت به گذشته تغییر کرده؟؟؟
Never and ever
به دیگران دروغ بگین
چون بهم ثابت شده...
دروغ
فضیلتی انسانی ست!!!
به قول دوست عزیز،دچار یاس فلسفی شده م...
نمیدونم...شاید راست بگه!
باید اعتراف کنم...سر خودمو که نمیتونم کلاه بذارم...
میخوام با کمال خلوص اعتراف کنم
عجیب از جهان ایزوله شده ام،
از کلمه ها...
از مردم...
از کتابام...
از دوستام...
از بهترینهام...
...
درست مثه بچگیام!!
بهم گفت:گل بی عیب خداست...تو که مدام از خلق الله ایراد میگیری...خودت دنیای عیبی!
اما با همه بدیهات...بازم از خیلیها بهتری!!!
...
...
مچکرم.
Sometimes you need to give up something to God!
چیزی حدود 2 ساعت با دختر خالهه کنار ساحل دریا ایستاده بودیم...وقتی اومدیم خونه...مامانه پرسید بالاخره از دریا دل کندی؟؟؟...خنده م گرفت...گفتم آره، چون تخمه هام تموم شد!!!...
نمیدونم...شاید حق با دختر خالهه باشه!!!...هیشکی من الان منو نه خوب میشناسه...نه درک میکنه!!!
...
اما never mind....
هیچوقت به مردن فکر نمی کنم... مردن واقعیت نداره... ایمان دارم که هیچ وقت نخواهم مرد!!!... و ایمان دارم که شما وجود ندارین.... اشباحی هستین که در فواصل دوری از من می روید و می آیید.. باید یاد بگیرم زیاد نپرسم و زیاد درباره دنیا فکر نکنم.... فکر کردن ذهن آدم رو فاسد می کنه...
آدما چند نوعند!!!...یه عده به قوانین مدنی پایبندن!...یه عده به قوانین طبیعی!...یه عده به قوانین خدا که به نفع خودشون تعبیر کردن!!...یه عده به قوانین خودشون...یه عده هم به هیچ قانونی!
....
من خیلی وقته که کلمه قانون رو از فرهنگنامه لغات زندگیم پاک کردم !!
...
تازگیا احساس خوبی دارم...خنده داره،خودم میدونم!...اما از دیدن ناخن هام که بلند شده...عین اون قدیما...احساس خوبی دارم!...
میدونی چیه؟تلخ بودن هم یک جور بودنه...
زشت بودن هم همینطور...
و تنها بودن!!
آدمهای تنها هم حق زندگی دارن...مگه نه؟؟
راستی؟میدونی چیه جناب بدجنس که قرار بوده با من قهر باشی!!؟؟ اول اینکه تعداد آدمایی که من باهاشون قهر هستم خیلی خیلی بیشتر از اونایی هست که باهاشون آشتی هستم،پس واسه کامنت منت ممنوع!!...دوم اینکه نیاز به یاد آوری نبوده...احساسات من کاملا منحصر به فرده!...هنوز کسی رو پیدا نکردم که اونارو عین من تجربه کرده باشه!...درضمن من جایی اقرار به احساس گناهی نکردم که جنابعالی از خدا میخواین اون احساسو نکنین!!!..
Any way
بهت اطمینان میدم که تا آخر عمرتم شانس تجربه احساسات من بهت دست نمیده!!!
آنکس که می گفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من امده باشد....
رهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه می رفت...
صدای خش خش برگها همان اوازی بود که من گمان می کردم میگوید:
دوستت دارم
اول اینکه که بگم حیف شد ...تموم شد...رفت پی کارش!!!
کی؟؟؟
خودم دیگه!!!
خاله مهربونه چند روزه اینجاست....دیشب شام رفتیم بیرون...البته متاسفانه مهمون من!!...
خلاصه...نمی دونم چطور یهویی ازش پرسیدم: خاله چرا ماشینتو فروختی دیگه ماشین نخریدی؟؟؟
خندیدی و گفت: بابام(منظور بابا بزرگه!!) همیشه میگفت ماشین آدم عین ناموسش میمونه...آدم نباید ماشینشو دست کسی غیر از خودش بده!!!...منم چون نمی تونستم این کار و نکنم...فروختمش!!!
خنده م گرفت...یه حساب سر انگشتی که کردم ...دیدم من تا اون لحظه...ناموس خیلیهارو بلند کردم ازشون!!!!...در چند موردم فنا کردم!!!
...
...
نتیجه اخلاقی:من ماشین دست هیشکی نمیدم!...حتی شما دوست عزیز!!!
میدونی؟؟؟ من حس می کنم اگه سه بار بگی خورشید....
شب حتما میره!!!
اگه سه بار بگی تشنه....
قطعا بارون میباره!!!
اگه سه بار بگی آرامش....
سکوت میشه!!!
پس سه بار بگو زندگی...
لااقل سه بار بگو زندگی....
قبل از اونکه مرده باشی!!!
