من کلا دارم سعی می کنم تغییرات بنیادی داشته باشم...اما خب گاهی اصلا راه نمیده....عین امروز که مامانه داشت از این حرف میزد که دختر فلانی بعد از 3 ماه عقد کردن که این روزا بهش میگن نامزدی!!!...اصلا از همسر آینده اش یا شوهر فعلیش یا نامزد رسمیش!!! راضی نیست...بهم گفت: ناراحت کننده س،نه؟؟...گفتم:نه!یه موضوع کاملا عادیه...همیشه آدم اولش فکر میکنه خوشبخت میشه...اما حیوونک آدم!....با خنده گفتم: از قول من بهش بگو کار سختی نیست... مهرتو ببخش ،نامزدیتو بهم بزن!!!!...
اخمای مامانه رفت تو هم!...
-
-
حقیقت به آدم خیلی نزدیکه...اما بهتره بهش دست نزنی!...دستاتو میسوزونه!...
حالا خود دانی!
-
اولین مرحله رشد،سر در آوردن از خاکه...سیب زمینی و شلغم اینو نفهمیدن...به اضافه خیلی از آدما!!
-
دیشب که تو یه مرکز خرید بزرگ بودیم... ناخوداگاه خنده ام گرفت...حس کردم زنها تو هر سنی که باشن...گاهی نیاز دارن که مطمئن بشن آیا هنوز مورد توجه مردها هستن یا نه!!..
-
یه نفر رو میشاختم که فکر میکرد با اینکه اخلاق گندی داره،اما خیلی باحاله!!!...الان مطمئنم که فهمیده فقط درباره قسمت اول درست فکر میکرده!
-
چقدر بده که همه فکر میکنن من همه حرفایی که تو دلم هست بیرون میریزم...و لی باز میبینم هزار هزار حرف توی دلم تلمبار شده که اگه بگم هیشکی نمی فهمه!!!!
-
از مردهایی که باید هر چیو واسشون شفاف توضیح داد...بدم میداد!!...زن یا مرد فرقی نمیکنه...آدم باید گیرنده هاش خوب کار کنه!!
-
-
این جمله رو چند سال پیش نادر ابراهیمی واسم توی صفحه اول کتابش نوشت، نسبت بهش سمپاسم دارم...یه جورایی زیادی دوست دارم این جمله رو:
آدمها وقتی خسته میشوند به درخت تکیه می کنند...درختها وقتی خسته میشوند،پاییز میرسد.


